
نميخواستم دوباره در مورد دوستان از دست رفتهام بنويسم، اما انگار تقدير نميگذارد. تازه داشتم كم كم از حال و هواي حادثه سقوط هواپيما خارج ميشدم، دوستان در اين جهت كمك زيادي كردند؛ اما چه كنم كه ضمير ناخودآگاه نميگذارد و امروز نوبت خانه عكاسان بود تا خاطره دوستانم را زنده كند. تلاوت زيباي قرآن و پخش اذان (اذان مخصوص صبح) و همراهي هق هق گريه و صدايي شبيه انفجار، شعري از حافظ، صحبتهاي دختر رسول كاظمنژاد، خاطرهاي از سيدطاووس شيرازي و نمايش عكسهاي برگزيده حسن قريب، مهدي ميرافضلي، عليرضا برادران، رسول كاظمنژاد و....
يادتان به خير و روحتان قرين رحمت!

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه هفتم دی 1384 و ساعت
20:56 |
