تبليغاتX
دفـتــر خـاطــرات - خطاب به عيسي سحرخيز

آقاي سحرخيز! عضو انجمن موسوم به دفاع از آزادي مطبوعات!

هر چه فكر مي‌كنم نمي‌دانم شما را به حق كدام تلاشتان براي آزادي مطبوعات به اين نام مي‌خوانند؟ يك لحظه با خودتان فكر كنيد، غير از سياه كردن چند برگ كاغذ از سر بيكاري، چه فعاليت مثبتي براي "آزادي مطبوعات" انجام داده‌ايد؟

حتما مطالبي كه در مورد اسماعيل عمراني (خبرنگار ايسنا) در شرق نوشتيد يادتان هست. آيا براي دفاع از آزادي مطبوعات هم اينچنين بي‌مقدمه و بدون تحقيق و بررسي نتيجه‌گيري مي‌كنيد و به قول معروف "مي‌بريد و مي‌دوزيد"؟ آيا جزاي تهمت را مي‌دانيد؟ آن هم تهمتي كه از روي عناد و غرض‌ورزي بيان شده باشد.

قصد من جوابيه نوشتن و پاسخ دادن نيست. مي‌خواهم به همه آنهايي كه به شما و امثال شما چشم اميد دوخته‌اند پوزخند يزنم كه چه افرادي را براي دفاع از آزادي خود برگزيده‌اند، البته اگر برگزيده شده باشيد.

اگر ماجراي دوشنبه شب را نمي‌دانيد كمي به خود زحمت دهيد تا شايد چشم بينايتان! ببيند و عرق شرم (اگر داشته باشيد) بر پيشاني‌تان بنشيند و وقاحتي كه به خرج داده‌ايد را جبران كنيد، هرچند كه زخم زبان شما در روزهايي كه در و ديوار ايسنا سياه‌پوش است فراموش نخواهد شد.

آقاي سحرخيز بجاي اينكه خود را درگير مسائل كوچك و حاشيه‌اي كنيد، به وظيفه‌اي كه بر دوشتان گذاشته‌ايد عمل كنيد. هر چند كه مي‌دانم انجمن شما يا انجمن صنفي كاري غير از گذشتن بر لب جوي و گذر عمر ديدن ندارند ولي باز هم بعيد مي‌دانم كه از اين گذر عمر هم عبرت بگيريد؛ منتظر مي‌مانيد تا حادثه بعدي نيش زبان خود را در روح رنج‌ كشيده ديگري فرو كنيد.

توصيه مي‌كنم اگر واقعا به فكر دفاع از آزادي مطبوعات هستيد به پيگيري دلايل وقوع حادثه سقوط هواپيما بپردازيد و خبرنگاران را ملعبه‌اي براي رسيدن به اهداف سياسي‌تان قرار ندهيد.

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه بیست و پنجم آذر 1384 و ساعت 18:57 |