بعضي وقتها فكر ميكنم چقدر بعضي از مردها به اطرافشون بيتوجه هستند. حتي در اوج بينيازي به غير، باز هم دنبال آدم جديد و تنوع هستند، بدون اينكه نگاه كنند اطرافشون چي ميگذره. بعضيها دنبال «دلكو» هستند، بعضيهاي ديگه هم دنبال «سوسك»، بعضيها هم دنبال «تعميرگاه رفتن». اصلا فكر نميكنند كه دنبال اين قبيل لوازم رفتن، ممكنه با سرنوشت چند انسان ديگه پيوند بخوره. البته گاهي اوقات هم يكي پيدا ميشه كه «نخ» اين مردها رو ميگيره و «یواشکی» به خیاطی «ابتکار» سفارش لباس زنونه بده!!
واقعا بعضي اوقات خودخواهي بعضي مردها نفرتانگيزه، اون هم بدون اينكه به آينده اطرافيان توجه كنند.
واقعا بعضي اوقات خودخواهي بعضي مردها نفرتانگيزه، اون هم بدون اينكه به آينده اطرافيان توجه كنند.
ديشب به لطف و همراهي دوستان باباتو ديدم آيدا!!! فارغ از اينكه قصه چطور تموم شد.
+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384 و ساعت
15:3 |
