روز ۳۱ خرداد بود كه بعد از اينكه برنامه هاشمي در جمع دانشجويان دانشگاه تهران تموم شد براي برنامه بعدي رفت نازيآباد. برنامهاي كه مسوولان تبليغات ستاد انتخاباتي هاشمي خيلي دير به فكر انجامش افتادند.
سهشنبه، ۳۱ خرداد، ورزشگاه شهيد قيانوري:
جمعيت زيادي به ورزشگاه اومده بودند بطوري كه از شدت ازدحام كنترل جمعيت سخت بود. البته طرفداران احمدينژاد كه نازيآباد رو قرق كرده بودند تهديد كرده بودن كه برنامه رو به هم ميريزند و به همين خاطر نيروهاي اطلاعاتي زيادي اطراف ورزشگاه پرسه ميزدند.
اواسط سخنراني هاشمي بود كه يكي از خانوما ميخواست خودش رو به هاشمي برسونه و بهش نامه بده ولي نميذاشتن. حركات اين خانومه كه چادرش رو به كمرش بسته بود توجه همه رو جلب كرده بود ولي بالاخره اين قدر سر و صدا كرد كه گذاشتن بره پيش هاشمي كه در حال پريدن از نردههاي حفاظتي با دستش تو سر محافظها ميزد و اونها هم ميخنديدند.
وقتي صحبتهاي هاشمي تموم شد، اين خانومه جلو رفت كه نامه رو به هاشمي بده ولي يه كاري كرد كه هيچ كس انتظارش رو نداشت. اول عباي هاشمي رو كشيد بعد عمامه هاشمي رو برداشت رو سرش گذاشت. هاشمي هم يه دستش به عمامه بود كه پس بگيره و در همين حال غش غش ميخنديد. حتي محافظ هاشمي هم نتونست عمامه رو به زور از سر اين خانومه برداره.
مجري اين مراسم اميرحسين مدرس بود كه اعلام كرد اين خانوم به قصد تبرك اين كار رو كرد ولي بعدا شنيدم كه توي نازيآباد پخش شده كه يكي رفته جلو و عمامه هاشمي رو از سرش پرت كرده!
