امروز هم يكي از روزهاي به ياد ماندني بود. ساعت ۱۱ صبح به همراه بقيه ايسناييها رفتيم پيش خاتمي. ساختمان همراهان سعدآباد پذيراي خبرنگارهايي بود كه خاتمي رو پدر معنوي خودشون ميدونند. ۲ ساعت "گفت و شنود" با خاتمي دلچسبتر و دلنشينتر از يك ديدار رسمي نيم ساعته معمولي بود. البته مباحثي كه مطرح شد بنا به گفته خاتمي غير قابل انتشارند و فقط در ذهنمون ميمونه. ولي نكته جالب اين بود كه خاتمي گفت: دلم ميخواد يه روز از صبح تا شب و يا چندساعت در هفته با خبرنگارها، بخصوص ايسنا، در مورد همه چيز حرف بزنيم و درد دل كنيم.
بعد از خاتمي، به جماران و ملاقات سيدحسن خميني رفتيم. از خطر تحجر و ليبراليسم گفت و هشدار داد كه در نزاع بين اين دو بايد مواظب بود تا تفكر خط امام از بين نرود. از صحبت كردن در مورد انتخابات امتناع كرد و از بيزاري خودش از بازار سياست و حرافي گفت.
البته دليل انجام اين دو ديدار هم به قول سيدحسن، گودباي پارتي دكتر فاتح بود. بعدش هم جاتون خالي ناهار مهمون دكتر فاتح چلوكباب خورديم و خوش گذشت، به همون سبك و طرز خوشگذروني ايسنا!
+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384 و ساعت
18:14 |
