تبليغاتX
دفـتــر خـاطــرات - ...
نمي‌دونم ديگه بايد چيكار كنم. هر راهي رو كه ميرم تا به نتيجه دلخواهم برسم باز هم نمي‌رسم. اصلا دل و دماغ ندارم. اونقدر هم اعتماد به نفس دارم كه كم نيارم و مقاومت كنم تا به نتيجه برسم. اما تا كي؟ چرا بقيه مثل من نيستند؟ چرا من مثل بقيه نيستم و نمي‌تونم خودم رو بزنم به بي‌خيالي؟

با وجود اينكه شروع سال با مسافرت نجف و كربلا همزمان شد و خيلي هم خوش گذشت و سبك شدم، اما وقتي برگشتم ايران غم عالم انگار رو سرم هوار شد. انگار وقتي كسي از ايران دور ميشه تازه مي‌فهمه زندگي يعني چي. دوباره همون فكرها و مشكلات و ... وقتي برمي‌گردي شروع ميشه و هيچي بهتر نشده. اصلا فكر كنم اين يك هفته جزء عمرم حساب نشد.

دنبال يكي مي‌گردم كه باهاش مشورت كنم و راه حل نشونم بده.

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 14:57 |