تبليغاتX
دفـتــر خـاطــرات - فرداي سوم تير
سوم تير پارسال حال درست و حسابي نداشتم. اصلا همه چيز رو مات و بي رنگ مي‌ديدم. فكر مي‌كردم حيف من و امسال من كه مجبورن جووني‌شون رو توي دوره احمدي‌نژاد بگذرونند. انگار به آخر دنيا رسيده بودم. اين فقط تصور من نبود، خيلي‌هاي ديگه هم چنين تصوري داشتند. يادم هست مي‌خواستم از حوزه سياسي كناره‌گيري كنم برم ورزشي اما منصرفم كردند.

بدترين لحظه نيمه شب سوم تير، وقتي بود كه كاوه اشتهاردي با چند نفر ديگه اومدند ايسنا براي عرض تبريك و انتقال پيام تشكر دكتر. هديه آهنگ تحريف شده يار دبستاني من با اشعار مزخرف اعصابم رو بيشتر خورد مي‌كرد.

اما الان دغدغه‌هايي كه داشتم برام عيني شده و مي‌دونم كه اوضاع همين طور نمي‌مونه. از كناره‌گيري هم نتيجه‌اي به دست نمياد. اولين قدم، انتخابات شوراها بود كه با روزنامه كارگزاران شروع كردم. حالا هم بايد براي انتخابات مجلس آستين بالا بزنيم و به اميد قدمهاي بزرگتر حركت كنيم تا موفقيت كسب كنيم. حتي يك حضور حد اقلي منسجم هم براي ما كافيه تا به فكر سنگرهاي بعدي باشيم.

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 18:11 |