در سابقه تاريخي روابط ايران و آمريكا پس از انقلاب، در برهههاي زماني خاص پيامهايي بين سران دو كشور - محرمانه و آشكار - رد و بدل شده كه نتيجه آن هرچه بوده است، به برقراري و عادي سازي روابط منجر نشده است. گاهي آمريكاييها به ايرانيها چراغ سبز نشان دادهاند و گاهي ايرانيها به آمريكاييها؛ اما اين چراغ سبزها هيچگاه به عبور منجر نشده و با پاسخ سرد طرف مقابل روبرو شده است.
هنگامي كه اوباما در تبليغات خود آشكارا از گفتوگو با احمدي‹ژاد حرف ميزد، رهبران ايران واكنشي از خود نشان ندادند چراكه آنها سياست سكوت را در پيش گرفته بودند. پس از پيروزي قاطع او در انتخابات، اين بار ايران بود كه پيامي را آشكارا براي اوباما ارسال كند. به زعم برخي كارشناسان، دوران رياست جمهوري اوباما ميتواند فرصتي تاريخي در اختيار دو كشور ايران و آمريكا قرار دهد تا نسبت به عاديسازي روابط خود اقدام كنند.
در اين ميان نبايد يك نكته تاريخي را فراموش كرد و آن اينكه آمريكاييها در برقراري هر رابطهاي ابتدا سعي در تامين منافع خود دارند. ضمن اينكه يهوديها اكثريت تصميمگير در اين كشور هستند و اجراي هر تصميمي بدون نظر آنها دشوار به نظر ميرسد.
حال بايد از خود بپرسيم اوباما با ماست يا اوباما باما نيست؟

