تبليغاتX
دفـتــر خـاطــرات
تولدم مبارك!

يك سال ديگه گذشت. بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روي من گذاشتند پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم.

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 18:3 |
از بار اولي كه احمدي‌نژاد در برابر انتقاد از گروني بي‌رويه اجناس جواب منطقي نداشت و فقط جواب مي‌داد كه "تو محله ما اجناس ارزون هستند" يا "از فروشگاهي كه آقاي الهام خريد مي‌كنه جنس بخريد هميشه تو سرم بود كه احمدي‌نژاد كجا زندگي مي‌كنه كه همه چيز ارزونه؟!
امروز به جواب اين سوال رسيدم. خونه رييس جمهور در كره مريخ يا عطارد نيست، همين نزديكي‌هاست؛ اما انگار جنس‌ها فقط براي رييس جمهور ارزونه و بس!
گزارش امروز هم ميهن جالب بود:
 

عليرضا بهداد: محله نارمك در ميان محله هاي تهران منطقه ناشناسي نيست اما از زماني كه مردم شنيده‌اند سطح قيمت ها در اين منطقه افزايش پيدا نكرده است، نارمك را بيش‌تر از گذشته مي‌شناسند.

 شهرت محله نارمك از زماني افزايش يافت كه محمود احمدي‌نژاد دو بار در سخنراني هاي رسمي خود، افزايش قيمت كالاها در تهران را رد كرد و گفت: بياييد از ميدان تره‌بار نزديك ما (نارمك) بخريد.

نارمك مثل همه جاي تهران

منزل شخصي رئيس‌جمهور در منطقه اي واقع شده است كه به آن ميدان هفتادودوم مي‌گويند؛ خياباني خلوت و كم‌جمعيت. خودروهاي پارك شده در حاشيه خيابان هفتادودوم اغلب پرايد و پيكان است و اين نشان مي‌دهد، همسايگان رئيس‌جمهور، اغلب مردماني از طبقه متوسطه جامعه هستند. در ميدان‌گاه خيابان هفتادودوم، يك سبزي‌فروشي ديده مي‌شود كه رئيس‌جمهور ظاهرا سبزي و ميوه موردنياز منزل خود را از آنجا تهيه مي‌كند.

مردم خيابان هفتادودوم به ياد ندارند كه محمود احمدي‌نژاد بعد از رياست جمهوري، شخصا خريد كرده باشد اما آنها مي‌گويند، چند بار همسر و فرزندان آقاي احمدي‌نژاد را در خيابان هفتادودوم ديده اند. چند قدم بالاتر از منزل رئيس جمهور خياباني وجود دارد كه همنام يكي از نزديكان محمود احمدي‌نژاد است.

اين خيابان، «محمدرضا رحيمي» نام دارد كه همنام رئيس ديوان محاسبات كشور است كه چندي پيش گزارش‌هاي انفجاري، او واكنش هاي انفجاري‌تر محمود احمدي‌نژاد را در پي داشت و درياي اقتصاد ايران را متلاطم كرد. در خيابان «محمدرضا رحيمي» دو سوپرماركت نزديك به هم وجود دارد و يك قصابي كه آن طرف خيابان قرار گرفته است.

محمود احمدي‌نژاد چند روز پيش در جمع اصناف گفته بود:‌ «ما در محل‌مان كسبه زحمت‌كشي داريم كه بنده اطلاعات مهم اقتصادي را از آنها مي‌گيرم چرا كه آنها در بطن مردم زندگي مي‌كنند و از تمام حواشي خبر دارند. به طور مثال يك قصاب شريف در محل ما هست كه از تمام مشكلات مردم اطلاع دارد.

بنده هم اطلاعات مهم اقتصادي را از او مي‌گيرم.» او كلام خود را چنين پي‌گرفت؛‌ «اينها در دل مردم قرار دارند و از تمام موضوعات مطلع هستند. تمام اوضاع مالي مردم دست اين افراد است. بسياري از اصناف مخزن اسرار و محل اعتقاد و رجوع مردم هستند و من خودم در حال حاضر بسياري از اطلاعات را از اصناف محل مي‌گيرم. مي‌آيند مي‌گويند فلاني اين اشكال را دارد يا وضع مردم اينگونه است.»

 (در جمع اصناف – 31 خرداد) رئيس‌جمهور همچنين در واكنش به فريادهاي نمايندگان كه قيمت گوجه‌فرنگي را 3000 تومان مي‌دانستند، گفت: بياييد از ميدان تره‌بار نزديك منزل ما بخريد، 1200 تومان است. همين جمله‌هاي آقاي رئيس‌جمهور كافي بود تا ايرانيان، محله نارمك و خيابان محمدرضا رحيمي را بهشت قيمت‌ها بشناسند.

نارمك گران

فروشنده يكي از سوپرماركت‌هاي نزديك منزل رئيس‌جمهور مي‌گويد:روزي 100 نفر از من قيمت مي‌پرسند مگر رئيس‌جمهور چه گفته است؟به گفته او‌ از هفته گذشته قيمت يك حلب روغن نباتي پنج كيلويي 800 تومان گران شده است.

 ماست دبه‌اي مارك «خزرشهر» هم 400 تومان افزايش پيدا كرده و بر قيمت نوشابه خانواده هم اضافه شده است.در محله رئيس‌جمهور «كره» پيدا نمي‌شود و شير پاكتي هم 50 تا 100 تومان افزايش قيمت پيدا كرده است.

 به تبع افزايش قيمت شير، قيمت انواع محصولات لبني از جمله دوغ، ماست، خامه، كره و حتي بستني و انواع دسرهاي شكلاتي هم افزايش يافته است. كمي آن طرف‌تر، يعني در تنها قصابي محل آقاي رئيس‌جمهور،‌ قيمت هر كيلوگرم گوشت بدون چربي 8 هزار تومان است و گوشت معمولي 7 هزار تومان فروش مي‌رود.

 قصاب محل آقاي احمدي‌نژاد كه رئيس‌جمهور، مهمترين مسائل اقتصادي را با او درميان مي‌گذارد، قيمت هر كيلوگرم گوشت گوساله را 6 هزار و 500 تومان اعلام كرده است. قيمت هر كيلوگرم گوشت مرغ هم در خيابان محمدرضا رحيمي 2هزار و 150 تومان است.

يك زندگي ساده

اگر يك زوج جوان كه تازه زندگي را آغاز كرده‌اند، بخواهند در خيابان محمدرضا رحيمي يا خيابان هفتادودوم زندگي كنند، براي خريد يك واحد كلنگي 30ساله بايد به ازاي هر متر، يك ميليون و 200هزار تومان بپردازند.

 قيمت هر متر آپارتمان كه 10 سال از عمر آن مي‌گذرد، در اين منطقه بين يك ميليون و 500 تا يك ميليون و 700هزار تومان است و قيمت آپارتمان نوساز در اين منطقه به تازگي به مرز دوميليون تومان رسيده است.

پس اگر زوج جواني بخواهند در اين منطقه زندگي كنند، براي خريد يك واحد 60متري چندسال ساخت، بايد بين 90 تا 100 ميليون تومان پول كنار بگذارند. قيمت نان بربري كنجدي در اين خيابان، 100 تومان است و پنير تبريزي را مي‌شود كيلويي چهارهزار تومان خريد.

شير پاكتي كه در طول يك هفته گذشته، بين 50 تا 100 تومان افزايش پيدا كرده است، اين روزها سر هر سفره صبحانه‌اي پيدا مي‌شود. بنابراين زوج جوان همسايه آقاي احمدي‌نژاد بايد 650 تومان براي يك پاكت شير بپردازند.

گفتيم كه كره هم نه در محدوده منزل آقاي رئيس‌جمهور كه در هيچ جاي تهران پيدا نمي‌شود اما يك بسته 50گرمي آن را در محدوده نارمك مي‌توان به قيمت 250 تومان خريد. زوج همسايه آقاي احمدي‌نژاد بايد يك كيلو شكر را از سوپرماركت محل، كيلويي 750 تومان بخرند. براي تهيه نهاري ساده، مي‌شود يك كيلو برنج تهيه كرد.

 در منطقه نارمك، هركيلو برنج معمولي، هزارو900 تومان است و قيمت يك قوطي كنسرو مارك شيلتون، 1230 تومان.

نارمك يعني تهران

«قيمت‌ها افزايش پيدا كرده است. فرقي نمي‌كند. در همه جاي تهران وضع همين است.»اين جمله را يكي از همسايگان رئيس‌جمهور بيان مي‌كند.او مي‌گويد: «من دو زن دارم. يكي از آنها در نارمك خانه دارد و ديگري در پونك. وضع من زياد بد نيست اما زير بار فشار خريدهايي كه يك روز درميان انجام مي‌دهم، كمرم خرد شده است.

 از او مي‌پرسم تورم نارمك بيشتر است يا پونك؟ مي‌گويد فرقي ندارد. تورم تورم است. آقاي احمدي‌نژاد آدم شوخ‌طبعي است. پيش از اينكه ايشان رئيس‌جمهور شوند، گاهي مي‌ديدمشان. سبك شوخي‌هاي ايشان هنوز مثل قديم است.

رئيس‌جمهور راست گفت؟

سطح عمومي قيمت‌ها در شهر تهران، شايد به دليل آنچه عوامل رواني مي‌گويند و شايد به دليل تاثير سياست‌هاي اقتصادي، نسبت به ابتداي سال، به طور متوسط 20 تا 30 درصد افزايش يافته است. درحقيقت پايتخت‌نشينان، كه در ابتداي سال جديد، تورم بهاره را تجربه كرده بودند، درحال حاضر طعم گس تورم تابستانه را مي‌چشند.

 شايد سطح عمومي افزايش قيمت‌ها در سبد بانك مركزي، محسوس و قابل لمس نباشد اما آنها كه اين روزها براي خريد مايحتاج روزانه خود به فروشگاه‌هاي مواد غذايي مراجعه مي‌كنند، حتما با قيمت‌هاي تازه‌اي مواجه مي‌شوند.

نقد سياست‌هاي اقتصادي دولت، در اين گزارش كوتاه نمي‌گنجد. اما زماني كه مي‌خواهيم شوخي كنيم، يادمان باشد آدم‌هايي هستند كه وقتي از نارمك گذر مي‌كنند از كسبه محل مي‌پرسند جدا رئيس‌جمهور راست گفت؟

+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 18:30 |
مدت كوتاهي از به كار بردن تعبيرات غلو آميز درباه دولت نهم خبري نبود. اوج اين تعبيرات در سال اول دولت بود كه حتي اعتراض علما را هم برانگيخت. ماجراي هاله نور، تعريف و تمجيدهاي وزير علوم از سفر احمدي‌نژاد به عربستان، پيامبر خواندن احمدي‌نژاد از زبان يك مرد عرب و ... از نمونه‌هايي هستند كه تاكنون درباره دولت بيان شده و گويي سعي بر آن بوده كه ارتباط اين دولت و رييس جمهور با وحي و علوم غيبي هر سال محكمتر از سال گذشته بيان شود تا در نهايت در انتخابات دهم كسي جرات ابراز نظر مخالف نداشته باشد.

آخرين نمونه از اين كشفيات روحاني، اظهارات شيخ احمد جنتي در نمازجمعه تهران بود. جنتي در اظهاراتش گفت: "رخداد اين روز {سوم تير} بسيار عجيب و غريب بود. در زماني كه عده‌اي باور داشتند انقلاب 57 از بين رفته و ديگر فايده‌اي ندارد و غربي‌ها و بلندگوهاي آنها در داخل اين مسأله را القاء مي‌كردند و در مقطعي كه خود به خود گرايش به غرب در حال افزايش بود و عدم تقيد به برخي ارزش‌ها و سهل‌انگاري راجع به برخي ارزش‌ها مشاهده مي‌شد، بر خلاف انتظار همه مردم به صحنه آمدند. در آن مقطع برخي القا مي‌كردند ديگر به انقلاب 57 فكر نكنيد و اين در صورتي است كه تا انقلاب زنده است 57 بايد زنده باشد و در آن زماني كه بعضا مطرح مي‌شد مردم ديگر در اين وادي‌ها نيستند، خدا نخواست كه در روي يك پاشنه‌ غلط بچرخد و يك مرتبه بر خلاف انتظار همه، همين مردم كه برخي خيال مي‌كردند از انقلاب بريده‌اند، مثل بچه‌هاي مدرسه كه همكلاسي خود را پيدا مي‌كنند و مي‌گويند تو شهردار مدرسه شو، يك نفر هم‌قد و هم‌سطح خود را پيدا كردند و براي انتخاب او نذر و نياز كردند و اشك ريختند و به خدا توسل كردند. چند روز پيش يكي از دوستان مي‌گفت در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي رأي مي‌دهي؟ او گفت: نمي‌دانم اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده ديشب به خوابم آمده و گفت به احمدي‌نژاد رأي بده، كه از اين نمونه‌ها بسيار است. خدا به دل‌هاي پاك جوان‌هاي بسيجي، حزب‌اللهي و خط امامي كمك كرد و در شرايطي كه نه حزبي حامي اين دولت بود و نه پولداري از آن حمايت مي‌كرد و هيچ‌يك از جريان‌هاي سياسي تعيين‌كننده نبودند و دخالتي نداشتند، متن مردم احمدي‌نژاد را انتخاب كردند."

اما اي كاش جنتي كمي هم فكر مي‌كرد كه ممكن است راننده تاكسي دوستش را سر كار گذاشته باشد و اي كاش تمام حرفهاي مردم در تاكسي‌ها به گوش ايشان مي‌رسيد تا در نمازجمعه نقل كنند.

همان بهتر كه استعفاي جنتي از امامت جمعه تهران پذيرفته شود تا ايشان در زمان استراحت به سخنانش كمي فكر كند.

اما اين حرفهاي جنتي كروبي را به واكنش واداشت كه ياد سخنانش در مجلس ششم را زنده مي‌كرد.

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 19:9 |
بالاخره بعد از سالها بنزين هم سهميه بندي شد. اما مردم ما چون ظرفيت كم مصرف كردن ندارند، طاقت نداشتند كه ببينند فردا كه از خواب بيدار ميشن فقط چند ليتر ناقابل سهميه دارند. اشتباه از اونجايي بود كه از روز اول به فكر مصرف زياد و واردات بي‌رويه بنزين نبوديم. فكر مي‌كرديم حالا وفور نعمت هست و ...

قيمت دو ليتر بنزين با يك بطري آب معدني برابري داره و اين يعني اينكه ما خيلي موضوع رو ساده گرفته بوديم. اما حالا شوكي به مردم وارد شده كه حالا حالاها نمي‌تونند هضمش كنند. اونهايي كه ديشب پمپ بنزين آتيش زدند همون مردمي بودند كه موقع بنزين زدن، حدود يك ليتر هم به زمين تعارف مي‌كردند!!!

اما امان از روزي كه آب هم سهميه‌بندي بشه كه اون روز خيلي هم دور نيست!

نعمتها و فرصت‌ها رو قدر بدونيم.

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 19:0 |
سوم تير پارسال حال درست و حسابي نداشتم. اصلا همه چيز رو مات و بي رنگ مي‌ديدم. فكر مي‌كردم حيف من و امسال من كه مجبورن جووني‌شون رو توي دوره احمدي‌نژاد بگذرونند. انگار به آخر دنيا رسيده بودم. اين فقط تصور من نبود، خيلي‌هاي ديگه هم چنين تصوري داشتند. يادم هست مي‌خواستم از حوزه سياسي كناره‌گيري كنم برم ورزشي اما منصرفم كردند.

بدترين لحظه نيمه شب سوم تير، وقتي بود كه كاوه اشتهاردي با چند نفر ديگه اومدند ايسنا براي عرض تبريك و انتقال پيام تشكر دكتر. هديه آهنگ تحريف شده يار دبستاني من با اشعار مزخرف اعصابم رو بيشتر خورد مي‌كرد.

اما الان دغدغه‌هايي كه داشتم برام عيني شده و مي‌دونم كه اوضاع همين طور نمي‌مونه. از كناره‌گيري هم نتيجه‌اي به دست نمياد. اولين قدم، انتخابات شوراها بود كه با روزنامه كارگزاران شروع كردم. حالا هم بايد براي انتخابات مجلس آستين بالا بزنيم و به اميد قدمهاي بزرگتر حركت كنيم تا موفقيت كسب كنيم. حتي يك حضور حد اقلي منسجم هم براي ما كافيه تا به فكر سنگرهاي بعدي باشيم.

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 18:11 |