تبليغاتX
دفـتــر خـاطــرات
ديروز رفته بوديم توچال. بعد از كمي استراحت و استفاده از هواي مطلوب كوهستان، در حال برگشت بوديم كه شهرام ناظري رو ديديم. تك و تنها داشت پايين مي‌اومد. اول شك كرديم خودشه يا بدلش اما وقتي پرسيدم، گفت چه فرقي مي‌كنه؟ همين جواب كافي بود تا بگم پس خودتون هستيد.

وقتي همراهش شديم سر صحبت رو باز كرديم. از مصاحبه با شرق شروع شد و گفت شرق هم كه ادعاي روشنفكري داره مصاحبه ۳ سال پيش رو چاپ كرده بود.

ادامه بحث ما به محدوديت‌ها و تنگناهاي دولت در عرصه موسيقي كشيد و ناظري مي‌گفت اينها اصلا قدر موسيقي سنتي و لحن حماسي رو نمي‌دونند. بيشتر لحن‌ها و سبك‌ها مداحي شده و عربي.

مي‌گفت براي كار جديد انگيزه ندارم.

كلي هم از خاتمي و شخصيت و منشش حرف زد. مي‌گفت خاتمي براي جامعه ما زيادي بود.

به هر حال ديدن استاد ناظري، اون هم در حال كوهنوردي خاطره‌اي فراموش نشدني بود.

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 13:22 |
اين روزها كمتر وقت نوشتن دارم. شايد كمبود وقت يك بهانه باشه براي سكوت. سكوتي اجباري و كسالت بار كه تمام جامعه رو دربر گرفته.

امروز دوم خرداد، دهمين سال حماسه دوم خرداد بود. دوم خردادي كه فصلي نوين در تاريخ سياسي اجتماعي ايران رقم زد و هشت سال استمرار آن، دوران طلايي انقلاب اسلامي محسوب مي‌شد. ديروز دهمين سالگرد خلق حماسه دوم خرداد برگزار شد تا يادمان نرود سرنوشت هر قومي به دست خود آن قوم رقم مي‌خورد!

فخرالدين حجازي هم درگذشت. دو سال پيش (سال ۸۴) بود كه با حسين سخنور، اكبر بياتي و علي صوت اكبر رفتيم عيادت حجازي تا هم گزارش تهيه كنيم و هم عيادت. همسرش مي‌گفت: "از وقتي دولت احمدي‌نژاد مستقر شد، حقوق بازنشستگي فخرالدين قطع شده، حتي ماشين و راننده‌اي هم كه در اختيارمون بود از ما گرفتند. با اين حال تنها نمونديم و دوستاني هستند كه به ما كمك كنند." توي دلم گفتم كاش كمي به تاريخ انقلاب رجوع مي‌كردند و اين قدر سريع گذشته‌ها رو زير پا نمي‌گذاشتند. حالا هم كه فوت كرده، دريغ از يك پيام تسليت يك مقام دولتي!

 

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 20:1 |