امروز فرصتي شد تا بعد از مدتها به تئاتر برم. تئاتر "ريچارد دوم" اثر شكسپير و به كارگرداني "تاجبخش فناييان". اين نمايش داستان جنگ قدرت در خاندان سلطنتي انگليس رو به تصوير ميكشه. شاه ريچارد دوم بر اثر يك دعواي درباري بين پسر عموي خودش و فرمانده لشكر، هر دو رو تبعيد ميكنه با اين تفاوت كه پسر عمو شش سال و فرمانده لشكر تا ابد. بعد از مرگ عموي ريچارد، شاه دستور ميده كه تمام اموال عمو براي جنگ بين ايرلند و بريتانيا هزينه بشه. درباريان از اين مساله وحشت ميكنند و در همين حال خبر ميرسه كه بالينبروك، پسر عموي تبعيدي، زودتر از شش سال در حال برگشتنه. جبهه جديدي دور خودش جمع ميكنه و خيلي آروم و بدون جنگ و خونريزي قدرت رو تصاحب ميكنه. ريچارد هم زنداني ميشه و بعد توسط مامور زندان كشته ميشه.
نتيجه:
ريچارد دوم به ظاهر استعارهاي سياسي است اما در حقيقت، تاريخ ذهن انسان است. شكسپير در اين نمايشنامه از دو عنصر "نمادگرايي" و "لگوهاي تصويري پيچيده" كمك ميگيرد تا تمام وضعيت ذهني انسان را به نمايش بگذارد. در سراسر اين نمايش حرف از نبرد است اما نبرد در عرصه روح انسان بطوري كه شاه ريچارد، نماد سقوط دوباره انسان است. گفتوگوي "ريچارد" با خود در زندان بيانگر ناخشنودي شكسپير از دنياي خردگرايانه، بهرهجويانه و حسابگرايانه است.
ريچارد به عنوان مظهر بشر، به نماد تمام بيدادها، جنايتها و در عين حال به كنايهاي از وجدان بيدار شده انسان بدل ميشود تا بر بيهودگي غرور، مقام و خودپسنديهاي انسان در ابعاد زمينياش نيشخندي تلخ بزند و پي جوي راهي عارفانه براي گريز از محنتي شود كه زاده خواهشهاي كاذبند.
نمايشنامه ريچارد دوم عليرغم ظاهر سياسي تاريخي خود از زندگي قدرتمندان تاريخ انگلستان تصويري شفاف و آشكار از جدال بد فرجام ميان روح و جسم آدمي در فرد فرد افراد بشر را ارائه داده و روحيات هر مخاطب را فارغ از مرزهاي زماني و مكاني نشانه ميگيرد.
بالينبروك مظهر انسان فردگرا و ريچارد مظهر انسان وابسته به احساس است كه هر يك بدون ديگري در پيكره جمعي يا در قالب انسان، تنهاست و اين دو در جدالي ابدي به نابودي يكديگر ميپردازند.
+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه دوم شهریور 1384 و ساعت
22:9 |