بگذريم از اينكه من خيلي عرق ميكنم اما نميشه از صفاي خوردن ميوههاي خنك و بستني و فالوده موقعي كه خسته و كوفته هستي گذشت. علاوه بر اين من متولد تير هستم و عاشق تير ماه.
|
باز هم تابستون شد و فصل مورد علاقه من رسيد.
بگذريم از اينكه من خيلي عرق ميكنم اما نميشه از صفاي خوردن ميوههاي خنك و بستني و فالوده موقعي كه خسته و كوفته هستي گذشت. علاوه بر اين من متولد تير هستم و عاشق تير ماه. + نوشته شده توسط سعید در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت
12:46 |
وقتي من يك كاري را دير تمام مي كنم، من كند هستم. وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند. + نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت
17:0 |
ديشب در تهران جنگ بود. جنگي از نوع خياباني. صداي انفجار در همه جا به گوش ميرسيد و آتش بيشتر خيابانهاي تهران را در بر گرفته بود. حضور نيروهاي نظامي مشهود بود. صداي توپ و تانك گوش هر رهگذري را كر ميكرد. مردم به خيابانها ريخته بودند. آنها هم كه جرات جنگ نداشتند جلوي در خانهها يا از پشت پنجرهها نظارهگر بودند. مغازهها تعطيل بودند و هيچ كس به كار روزانه خود اشتغال نداشت. صداي مهيب انفجار گاه تا شعاع ده كيلومتري به گوش ميرسيد. دود آسمان شهر را فراگرفته بود. بوي باروت در هر گوچه و برزن به گوش ميرسيد. آمبولانسها هر از گاهي به اين سو و آن سوي شهر ميرفتند و آتش نشانان روز پركاري داشتند. صداي آژير با صداي انفجار آميخته شده بود. آنهايي هم كه نظارهگر بودند در جايي فقط پناه گرفته بودند تا مسافر آمبولانسها نشوند. ديشب در تهران جنگ بود. جنگي از نوع خياباني. ديشب چهارشنبه سوري بود. * سال نو مبارك
+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت
13:21 |
چقدر خوب ميشد مردم هميشه مثل روزهاي آخر يا اول سال بودند. تصور كنيد همه با ظاهر مرتب و آراسته رفت و آمد ميكردند، هميشه براي هم دعاي خير ميكردند، ديد و بازديد ميكردند، خونههاشون هميشه تميز و مرتب بود و ...
اما حيف كه اين طور نيست. طرف انگار سالي يكبار حمام ميره و اونم لحظه تحويل سال! يا اينكه كلي آشغال و كثافت از خونش ميريزه بيرون بخاطر اينكه فقط سالي يكبار محل زندگيش رو تميز ميكنه و ... نظافت جزء اصلي زندگي يه مسلمون رو تشكيل ميده كه متاسفانه بيشتر ما فقط اسمش رو يدك ميكشيم. + نوشته شده توسط سعید در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت
8:45 |
اگه همه به حق خودشون راضي بودند چه اتفاقي ميافتاد؟ چي ميشد اگه مردم به روشهاي مختلف از همديگه نميدزديدند؟ يعني روزي رو ميبينم كه مردم با احترام نسبت به هم برخورد كنند و حق همديگه رو نخورند؟ روزي كه مردم معني حلال و حرام رو بفهمند؟ + نوشته شده توسط سعید در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت
10:51 |
چند روز پيش مطلبي درباره نخستين بودجه ايران كه در زمان ايركبير تدوين شد خوندم. جالب اين بود كه اولين لايحه بودجه ايران، ۶ كرور تومان كسري بودجه داشت و جالبتر اينكه حاج ميرزا آقاسي، نخست وزير قبل از اميركبير براي خودش ماهيانه ۶۰۰ هزار تومن حقوق تعيين كرده بود.
از همون موقع تا الان كه لايحه بودجه دولت داره توي مجلس بررسي ميشه، تمام لوايح بودجه در ايران هميشه كسري بودجه داشتند. جالبتر اينكه هميشه هم حقوق يه عده بيشتر از عرف زمان خودشون بوده. + نوشته شده توسط سعید در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت
11:8 |
امروز خواستم سري به سايت يو تيوب بزنم كه با اين پيغام دوست داشتني و دل نشين روبرو شدم: مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكانپذير نميباشد. يعني اينكه بالاخره يو تيوب هم در ايران فيلتر شد. حالا تا كي مقاوت در برابر دسترسي آزاد به اطلاعات توسط مقامات قضايي و دولتي ادامه خواهد داشت فعلا پاسخ مشخصي ندارد و بايد منتظر ماند تا روزي كه گوگل و ياهو هم فيلتر شوند. افزايش محدوديتها و فيلترينگ سايتها با توجه به نزديكي زمان انتخابات رياست جمهوري دور از انتظار نبوده و نيست؛ همانطور كه رشد قارچ گونه سايتها و مبادي اطلاعرساني منتسب به جرياني خاص در آستانه انتخابات دور از دهن نيست. + نوشته شده توسط سعید در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت
12:53 |
اوباما به عنوان چهل و چهارمين رييس جمهور آمريكا سوگند خورد و از امروز رسما شروع به كار ميكنه. استقبال مردم جهان از مراسم سوگند و شركت حدود ۲ ميليون نفر در اين مراسم، نشون داد كه مردم هر جا كه باشند از تغيير استقبال ميكنند. اما نه تغييري كه به بدتر شدن اوضاع منجر بشه. شور و هيجان مردم براي شروع به كار رييس جمهور جديد، حتي گزارشگران رو هم ذوق زده كرده بود. نحوه اطلاعرساني اين مراسم بزرگ از شبكههاي خبري دنيا بسيار تماشايي و ديدني بود. براي يك لحظه تلويزيون خودمون رو نگاه كردم، بخصوص شبكه خبر كه ادعاي بينالمللي بودن داره - باز هم از اون ميزگردهاي خسته كننده با اجراي مزخرف ساجدي برگزار كرده بود با موضوعي غير مرتبط. هيچ تصويري از مراسم پخش نكرد و حتي ارتباط مستقيم با غرقي هم تلفني بود در حالي كه ميتونست عملكرد بهتري داشته باشه. به نظرم تغيير رويكردهاي خبري صدا و سيما ضروريه و با وجود افزايش روز افزون شبكههاي خبري فارسي زبان اينترنتي و ماهوارهاي، كم كم مخاطبان اخبار داخلي به سمت خارج از مرزها سوق پيدا ميكنند. وسعت ديد تصميمگيران عرصه خبر سيما و خروج از تنگ نظري و اعتقاد به اينكه با در نظر گرفتن قوانين ملي شبكه خبر ميتونه دايره تاثيرگذاريش رو حتي به كشورهاي منطقه افزايش بده، بايد مد نظر آقاي ضرغامي قرار بگيره. هرجند كه كار بسيار سختي به نظر ميرسه. + نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت
8:56 |
فكر ميكنيد اگر سعدي همچنان زنده بود باز هم اصرار داشت كه بگويد هر نفسي كه فرو ميرود ممد حيات است و ...؟ حالا كه آلودگي هواي تهران به حدي رسيده كه كلاغها هم تحمل ماندن نداشتند و انسانها را لايق همراهي ندانستند، سعدي شيرين سخن درباره هواي تهران ميفرمود: هر نفسي كه فرو ميرود مخل حيات است. فكري به حال ما تهرانيهاي از كلاغ بدتر بكنيد! + نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت
7:52 |
هيچ وقت از بي رحمي و خشكي زمستان راضي نبودهام. از سرما و سكون بيزارم، چراكه هيچ پيشرفتي در سكون مقدور نيست. + نوشته شده توسط سعید در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت
14:40 |
|
|